ميرزا خانلرخان

33

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

را نمىكند . اهل شهرستان احدى كثافات طفل خود را به اين گوارائى قبول نمىكند اين هم يكى از غرائب است كه خداوند عجب محبتى از سگ به قلب عموم اهل اين ممالك انداخته . هركس مىخواهد با كسى خيلى اظهار اخلاص و خصوصيت كند ، سگ آن شخص را بغل گرفته مىبوسد و نوازشات پدرانه مىكند . * * * روز جمعهء پنجم ، بعد از ظهر به اسكلهء « پير » رسيديم - چهار ساعت واپور آنجا توقف كرد . از كشتى بيرون آمده سوار قايق شديم . از آنجا تا شهر « آتينه » « 1 » كه پايتخت دولت روم است هشت ورس است كه يك فرسخ و سبع فرسخ باشد . به درشگه سوار شده آنجا رفتم . شهرى است در نهايت قشنگى و صفا ، زياد بزرگ نيست . سوادش به قدر تهران است . كوچه و بازار و عماراتش همان وضع فرنگستان است . طرز لباسشان اغلب به طرز شاطرهاى شاهى است ، الا اينكه كلاهشان فرنگى است . لسانى مخصوص دارند اما اغلب تركى اسلامبولى و فرانسه هم مىدانند . يكسال بود سلطان مملكت را اجماع كرده بيرون كرده بودند . گفتند : مفقود الخبر است ولى با وصف اين تنظيمات مملكتى بجاى خود بود . كاركنان مملكت هريك بجاى خود مشغول عمل بودند . از قراريكه گفتند ، اهل اين ملك بسياربسيار شرير و هرزه‌اند . از كنار دريا تا شهر ، خيابانى ساخته‌اند كه معبر كالسكه است . چون زمين آنجا خاك نرم است ، سفيد مثل گچ ، غبار و گرد زياد مىشود . در كنار راه دو سه جا چاه آب دارد متصل در سر هرچاهى چند نفر عمله آب مىكشيد و در راه مىپاشيد كه گرد نشود و مترددين به راحت عبور كنند . دو طرف راه باغستان است . در باغها جز درخت انگور و زيتون و تك‌تك درخت انجير و انار درخت ديگر نديدم . هوايش گرم است و مجاورت دريا رطوبت ندارد .

--> ( 1 ) - مقصود پايتخت يونان است اينكه نوشته است پايتخت دولت روم شايد منظورش دولت روم بزرگ بوده كه شامل يونان هم مىشده است .